ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1040
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
ابن وحشيه ] [ 1 ] كه از ساختههاى اهالى بابل است و مردم از كتاب مزبور اين دانش را فرا گرفتند و در آن بتنوع پرداختند . و پس از آن بايجاد تأليفات و آثار ديگرى آغاز كردند مانند : مصاحف كواكب سبعه و كتاب طمطم [ 2 ] هندى دربارهء صور درجهها و ستارگان و جز اينها . آنگاه در مشرق جابر بن حيان سرور ساحران در ميان ملت ( اسلام ) پديد آمد و به بررسى و تتبع در كتب اين قوم آغاز كرد و صناعت را استخراج كرد و در زبدهء آن به پيجوئى پرداخت و سرانجام اين علوم را استخراج كرد و دربارهء آنها تأليفات ديگرى بيادگار گذاشت و بتفصيل علوم مزبور و صناعت كيميا [ 3 ] را مورد بحث قرار داد ، زيرا صناعت كيميا نيز از توابع دانشهاى ياد كرده بشمار ميرود ، چه تغيير اجسام نوعى ، از صورتى به صورت ديگر تنها به يارى قواى نفسانى انجام مىپذيرد و نه از راه صناعت عملى و در حقيقت فن كيمياگرى از قبيل ساحرى است چنان كه در جاى خود اين نكات را ياد خواهيم كرد . سپس مسلمة بن احمد مجريطى پيشواى مردم اندلس در تعاليم ( رياضيات ) و علوم ساحرى ظهور كرد و بتلخيص و تهذيب كليهء اين گونه كتب پرداخت و شيوههاى آن دانشها را در كتاب خويش بنام « غاية الحكيم » گرد آورد . و پس از وى هيچكس در اين دانشها كتابى ننوشت و اكنون در اينجا مقدمهاى ياد ميكنيم كه در آن ، حقيقت ساحرى آشكار مىشود : نفوس بشرى هر چند از لحاظ نوعى يكى هستند اما از نظر خواص مختلف ميباشند و بدستههاى چندى تقسيم ميشوند و هر دستهاى بخاصيتى اختصاص مييابد كه در دستهء ديگر آن خاصيت يافت نميشود و اين خواص براى آن دستهها بمنزلهء فطرت و جبلت ذاتى آنهاست .
--> [ 1 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 2 - ) ] Tomtom [ 3 - ) ] سيميا ( ن . ل ) .